تبليغاتX
مملکه الحب


مملکه الحب

هنر ادبیات شعر آموزش رایانه و برنامه های جدید

 

 

حالا که برگشتی این رو بخون 

حبیبتی ورده حمراء

 

کتبتکی قصیده فی کتابی    

                       

ورسمتکی ورده حمراء فی خیالی

 

فحبکی جعلنی اغیر کل شی فی حیاتی

 

وجعلنی لو انظر الی الشمس اراکی

 

وفی الیل الجمیل ارای وجهک فی القمری

 

فحبکی یعیش معی خطوت خطوه کخیالی

 

ویراودنی حتی فی صحوتی ومنامی

 

فحبکی  یا حبیبتی لیه کل ماء والهوائی

 

فکیف یعیش المرء بدون هواء ومائی

 

سبحان رب الخالق الباری یعطی الجمال للورود

 

فتبتلی به العشاقی

 

فانتی الجمیله بکل شی بدون استثنائی

 

وکل ماترتدین من الالوان جمیل علیکی

 

وانتی سیده الجمالی

 

 لاکن حینما ترتدین الون الاحمر

 

تقتلینی یا حبیبتی الشقرائی

 

 فحیوا حبیبتی بالقمیص الاحمری

 

فهیه اجمل من کل الوان الورودی

 

وکل الورود اختارت الجمال من جمالکی

 

یا حبیبتی الشقراء ویا وردتی الحمراء

 

نظرت درباره ترانه وبلاگ چیه؟؟

امیدوارم خوشت بیاد

ترانه یک خواننده اهوازی....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 87/04/07ساعت 12:57 PM توسط مجهول زمانه| |

يه نفر ميره مسجد مياد بيرون ميبينه کفشاش نيست ميگه از 4 حالت خارج نيست : 1- نيومدم 2- بدون کفش اومدم 3-اومدم ، رفتم 4-بعدآ ميام

مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود

پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر با تعجب پرسيد: كي بود؟ دختر جواب داد: هیچکی پدر شماره رو عوضي گرفته بود;))

صبح کیفمو زدن توش همه زندگیم بود:o:o:((. کارت ملی شناسنامه ۱۵ تومان پول ۱۱ سکه طلا ۱ شاخه نبات ۱ دست آینه و شمعدان آیا وکیلم؟؟

عزیز دلم اگه تمومه تمومه تمومه دنیا جمع بشن بخوان تورو از من بگیرن میگم چرا شما زحمت كشیدین!!! خودم می آوردمش

 

به جايي اينكه به تاريكي لعنت بفرستيد يك شمع روشن كنيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی اصلا تعجب نکن این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی

من كثر ما مشتاك يمكن انجنيت***اكل بصل مثروم حسبالي جكليت

 

مباني کامپيوتر: آن بخش از يک سيستم را که مي‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط مي‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار مي‌گويند

نوشته شده در 87/04/05ساعت 3:17 PM توسط مجهول زمانه| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ